استاندارد نبودن طعنه خلقان!!

استاندارد نبودن طعنه خلقان!!
 
پيرو پيغمبراني ره سپر  
طعنه خلقان همه بادي شمر
 
يکي از ويژگي هاي برچسب هاي هويتي اين است که اغلب آنها اولاً ذهني و انتزاعي هستند و ثانياً قابل رد و اثبات نيستند و به عبارتي غير منطقي و غير استاندارد هستند. هر چيز استانداردي در زمانها و مکانهاي مختلف قابل اندازه گيري و رد و قبول منطقي است و سليقه افراد معمولاً در اندازه گيري آن بي تأثير است. مثلاً اگر ماده اي مقدار مشخصي ناخالصي از نوع معين داشته باشد، در همه جاغير استاندارد است. ولي اغلب برچسبها چون به شدت ذهني هستند، قابليت تعريف مشخص و عيني را ندارند. مثلاً من اگر کدام کار مشخصي را انجام بدهم يا ندهم "بي عرضه"  محسوب مي شوم؟؟!! واضح است که حد استاندارد، مشخص نيست يا حد اقل دقيق نيست و بنابراين سليقه افراد وارد معرکه مي شود.
از طرف ديگر و به همين دليل، يک عمل مشخص، ممکن است دهها برچسب مختلف و متضاد را در زمانها و مکانهاي مختلف، به خود بگيرد. به عنوان نمونه "ظروفي از طرف شوهر شسته مي شود". افرادي از مکانهاي دور و نزديک برچسبهايي به آن مي زنند که آدميزاد از اين اختلاف سليقه شاخ در مي آورد و مي ماند که کدام تفسير و برداشت درست است؟؟؟!!!: بي عرضه ، با محبت، عاشق زن و بچه، احمق، با معرفت، جنتلمن، زن ذليل، هالو، دو رو، متظاهرو....... حتي در ذهن يک فرد در يک زمان ممکن است جدال بين دو يا چند بر چسب در آن واحد اتفاق افتد: چند روز پيش مرد مسني در پارک باد بادکي هوا کرده بود و با آن مي دويد و کلي سرگرم بود. مي گفت در ذهنش بين آدم با حال ، جسور، ديوانه، بيکار، پير مرد سر زنده، پير مرد مسخره.. جدالي موج مي زد و مانع لذت بردن کامل از کارش شده بود...
حتي در مورد برچسبهاي عيني تر، که ما با آنها کمتر مشکل داريم و حتي مي توان کم و بيش آنها را از اين بحث خارج کرد نيز سليقه فرهنگي افراد وارد مي شود. مثلاً دزد برچسب عيني تري است و اگر کسي اين برچسب را به ما نسبت دهد چون عيني تر است مي توان آن را حداقل نزد خودمان با منطق رد يا قبول کنيم و اگر واقعاً مال غير را بر نداشته ايم حتي تلقين بيشمار افراد را با اطمينان رد مي کنيم. ولي در مورد برچسبهاي انتزاعي و ذهني تر اگر دقت نکنيم، بي سلاح هستيم و مشکلتر بتوان با آنها برخورد کرد. در مورد بر چسبهاي عيني تر نيز تفاوت معيارها ي جوامع مختلف هر چند کمتر ولي به هر حال مشاهده مي شود. در برخي جوامع - در کشور خودمان هم در برخي جاها مشاهده مي شود- ؛ کسي که مال غير را بر مي دارد، برچسب جسور، مرد، زرنگ يا با عرضه مي گيرد نه دزد!!! به قول گوردون آلبورت:" وقتي نوعي ذهنيت گروهي شکل گرفت ، فرد ترغيب مي شود امنيت خاطر خود را در همرنگي با گروه تأمين کند ،نه در همراهي با وجدان خود" بنابراين در موارد زيادي برچسبها با وجدان يا فطرت هم مغايرت واضح داشته و از اين منظر هم بي اعتبار و غير استاندارد و سليقه اي هستند. در واقع باندهايي که به ويژه تبهکاران جوان تشکيل مي دهند با همين حربه و جذبه برچسب هاي مثبت و منفي فرد را وادار به  خلاف و جنايت مي کنند.
 

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر

لطفاً نظر خود را بخط فارسی بنویسید.

لطفاً فقط نظرتان درباره‌ی مطلب نوشته شده را بنویسید. و اگر پیامی برای نویسنده دارید، به پیوند "تماس با نویسنده" مراجعه نمایید.