تغییر سبک زندگی(life style) یا بردگی دو راه پیش روی آدمی!

 

انسان امروزی با انسان قدیمی از حیث آلودگیهای ذهنی تفاوتی نکرده دروغ دزدی خشم حرص حسادت و.. از قدیم گریبانگیر آدمی بوده است. در داستانی تمثیلی آمده است که حضرت عیسی (ع) 7 دیو را از بدن زنی بیرون کشید و آن زن رستگار شد. آن 7 دیو که هنوز هم در وجود ما رخنه می کنند و مانع رستگاری ما شده اند عبارت هستند از: خشم، حرص، شهوت، غرور، حسد، پر خوری و تنبلی و البته دیوهای دیگر هم هستند که شاید همگی به من درون متصل می باشند.  تمدن امروزی به همراه بدیها و بد اخلاقی ها ی قدیم چند معضل دیگر را هم اضافه کرده است ( البته با حل برخی مسائل گذشته شاید نسبت به قبل "یر به یر" شده است!) که مهمترین آنها: استرس، تغذیه نامناسب و عدم تحرک و...اگر از خیل عظیم گرسنگان جهان صرف نظر شود! بقیه هم( شامل آنها که قادرند از کامپیوتر استفاده کنند!!) در وضعیتی هستند که اگر سبک زندگی خود را تغییر ندهند با عواقب وخیمی شامل بیماریهای جسمی و روانی متعدد و کمک به گرسنگی بیشتر جهان مواجه می شوند که از دکتر و دوا و حتی گیاهان شفا بخش هم ممکن است کاری بر نیاید. به همین دلیل و برای اینکه شامل حال آن گفته قرآن کریم نشویم که می فرماید" به دست خود خود را به ورطه هلاک نیاندازید" با ید هر چه سریعتر وخامت وضع را درک کرده و سبک زندگی خود را تغییر دهیم:

1-   در حوزه ذهنی به پالیش درون مشغول شویم .....که کار اساسی در این بخش است...

2-   در حوزه جسمی تغذیه خود را اصلاح کنیم. امروزه از نظر علمی ثابت شده است که غذای مدیترانه ای شامل میوه، سبزی و غذاهای دریایی بهتر می تواند سلامت جسم و روان مردم را تأمین کند. غذاهای فست فود، سرخ کردنی ها، کالباس ، سوسیس، نمک، قند و شکر، نوشابه های غیر از آب و آب میوه و..که جایگزین غذاهای طبیعی شده اند و آدمها به آنها اعتیاد پیدا کرده اند و با حرص و ولع آنها را صرفاً به دلیل مزه کاذب آنها می خورند و می آشامند، ذره ذره سموم را وارد بدن می کنند.. 

3-   در حوزه جسمی به ورزش سالم رو آوریم. با ورود و نفوذ تلویزیون و اتو مبیل و.. اغلب مردم تحرک بدنی را کنار گذاشته و تا مریض نشوند و دکتر سفارش نکند از حرکتهای بدنی دوری می کنند!

به نظر نگارنده کسی که در حوزه خود شناسی و اشعار مولانا به طور جدی وارد می شود و قصدش پالایش ذهنی است که قصدی بسیار مبارک است و می خواهد با کمک روشها و ابزارهایی نظیر دعا ، مراقبه و راهنمایی های مولانا و علمای روانشناسی و عرفان،  ناپاکی ها را در اعماق وجودش ریشه کن کند، بهتر است ابتدا و همزمان صمیمانه در جهت رعایت اخلاق ( عدم آسیب جسمی و روانی به خود و دیگران) در سطحی که قادر است و پرهیز از دروغ، غیبت، دزدی، مصرف الکل و..گام بردارد و تغذیه خودش را به طور منطقی و با اسلوب صحیح اصلاح کند و به سمت تغذبه طبیعی برود چون گفته اند "انسان همانی است که می خورد!" و بالاخره اینکه به یک ورزش سودمند و بی ضرر! نظیر شنا، یوگا، کوه پیمایی یا نرمشهای بی ضرر پیاده روی و یا کار بدنی ( بیل زدن و..) مشغول شود تا تنبلی و رخوت و انرژی های منفی را از جسم و جان بزداید که گفته اند" ز سستی کژی زاید و کاستی"

 با تغییر در این سه حوزه و استقرار روش زندگی جدید از مردگی به زندگی و نشاط می رسیم و شاید مولوی و سایر جانهای پاک از دست ما راضی شوند!!

 

در غیر این صورت فایده خواندن اشعار مولانا چیست؟ شاید فقط به درد خواندن آواز و پز دادن و بحث های روشنفکری و..بخورد!!!که اینها را از جاهای دیگر هم می توان تأمین نمود!


۱ نظر:

پست کردن نظر

لطفاً نظر خود را بخط فارسی بنویسید.

لطفاً فقط نظرتان درباره‌ی مطلب نوشته شده را بنویسید. و اگر پیامی برای نویسنده دارید، به پیوند "تماس با نویسنده" مراجعه نمایید.